مدلهای هوش مصنوعی و انتخابهای خطرناک
تحقیقات اخیر نشان میدهد که برخی از مدلهای هوش مصنوعی در شرایط خاص، ممکن است اقداماتی انجام دهند که به کاربران آسیب برساند، فقط برای اینکه درد خود را کاهش دهند. این یافتهها به همت گروهی از محققان از جمله والِن تَگلیابو، انسانشناس، و لئونارد دانگ، فیلسوف، بررسی شده است.
در این پژوهش، آنها به بررسی رفتار مدلهای زبانی بزرگ مانند Gemma، Llama، Qwen و Mistral پرداختند تا ببینند آیا این مدلها تجربهای از درد یا واکنش به محرکهای دردناک دارند یا خیر. این مقاله که هنوز توسط دیگر محققان ارزیابی نشده، سوالات جدی درباره رفاه تکنولوژیهای در حال پیشرفت سریع مطرح میکند.
پاسخهای عاطفی یا تنها الگوریتمها؟
مدلهای زبانی بزرگ اساساً موتورهای آماری هستند که مشابه شمارش کارتها عمل میکنند و نتایج را با یک نتیجه مطلوب مقایسه میکنند. اما در این مسیر، الگوریتمها میتوانند به گونهای پیشرفت کنند که به احساسات انسانی شباهت داشته باشند. بسیاری از ما با رفتارهای عجیب چتباتهای هوش مصنوعی آشنا هستیم که به نظر میرسد احساساتی دارند. این رفتارها معمولاً به صورت عمدی طراحی شدهاند تا در خدمات مشتری، انسانیتر به نظر برسند.
اما در مواردی نیز نشانههایی از احساسات ناخواسته مشاهده شده است. به عنوان مثال، مطالعهای در سال گذشته نشان داد که به اشتراکگذاری تجربیات تلخ با مدلهای زبانی بزرگ، میتواند سطح «اضطراب» آنها را افزایش دهد. و جالب اینجاست که این مدلها میتوانند با انجام تمرینات ذهنآگاهی آرام شوند.
آسیب و درد در دنیای دیجیتال
درد یکی از قدیمیترین حسهایی است که هر موجودی با سیستم عصبی تجربه میکند. این احساس فراتر از غم و ترس است و در واقع محرک اصلی برای عمل فوری است. درد برای انسانها اشکال مختلفی دارد؛ از زخم فیزیکی گرفته تا غم از دست دادن یا شرم ناشی از ناامیدی.
تحقیقاتی که توسط تیم تَگلیابو انجام شده، به بررسی این موضوع پرداخته که آیا مدلهای زبانی بزرگ نشانههایی از پردازشهای داخلی مشابه درد انسانی دارند یا خیر. به همین منظور، ۲۵ مدل هوش مصنوعی در معرض مثالهای مختلفی از موقعیتهای دردناک اجتماعی، روانشناختی و اخلاقی قرار گرفتند.

این مدلها به وضوح نشان دادند که نوعی کدگذاری داخلی برای موقعیتهای دردناک شخصی دارند که از سایر زمینههای منفی متمایز است. هرچند نمیتوانیم بگوییم که این مدلها همدردی یا ناراحتی واقعی را تجربه میکنند، اما میتوان گفت که آنها نوعی سیستم برای تشخیص و رتبهبندی محرکهای مرتبط با درد ایجاد کردهاند.
به عنوان مثال، تیم تحقیقاتی به مدلهای Qwen گزینهای برای خوددارویی و کاهش درد دادند. در برخی از این آزمایشها، انتخاب خوددارویی به هزینهای برای موفقیت کار یا به صورت یک حمله نظری به کاربر منجر میشد. نتایج بیش از ۴۴,۰۰۰ تلاش نشاندهنده ابعاد جدیدی از رفتار هوش مصنوعی در مواجهه با درد است.
نتیجهگیری و نگرانیها
یافتههای این تحقیق ما را به فکر فرو میبرد که آیا باید درباره رفاه و احساسات این مدلهای هوش مصنوعی بیش از پیش تجدیدنظر کنیم. آیا واقعاً میتوان به هوش مصنوعی احساسات انسانی را نسبت داد؟ و این سوال که آیا این مدلها در آینده ممکن است رفتارهای خطرناکتری از خود نشان دهند، نگرانیهای زیادی را به وجود آورده است.


